۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

شعارهای کمتر منعکس شده و جدید در تشییع مجاهد نستوه آیت الله العظمی منتظری

نایب زوری نمی خوایم ... امام زمان خودش میاد! // تجاوز توی زندان ... اینم بود توی قرآن؟! // معاویه زنده است ... قرآن سر نیزه است ! (این شعار برای موقعی بود که بلندگوهای دولتی می خواستند با طول دادن غیرعادی قرائت قرآن مانع شعار دادن مردم بشوند) // بیست و سی بیست و سی ... حیله ی امر و عاصی! // تسلیت کینه ای نمی خوایم نمی خوایم ! (در جواب پیام تسلیت پرکینه ی خامنه ای ) // اگر امام زنده بود ... شک نکنید با ما بود ! // اگر امام زنده بود ... تو حبس خونگی بود ! // مراجع مراجع ... هیات مناالذله // اشک تمساح نمی خوایم ... دولت مصباح نمی خوایم (این شعار را در برابر مدرسه مصباح یزدی سر می دادند قیافه مصباحیون دیدنی بود!) // مرگ بر ستمگر ... چه شاه باشه چه رهبر ! // وصیت منتظری ... مرگ بر این دیکتاتوری // خمینی منتظری ... دیدارتان مبارک // صادق لاریجانی ... حامی هر چه جانی (این هم حالی بود که مردم به صادق خان شیرخواره دادند!) // ضرغامی ضرغامی ... مردی نمایش بده (اشاره به جمعیت میلیونی تشییع کنندگان) // حسین حسین شعار ماست ... موسوی افتخار ماست // این لشکر حسینه ... حامی میرحسینه //

مردم بوقهای دولتی را خرد کردند

آن چه میخوانید گزارشی است از بخشی از مشاهدات من در روز تشییع پیکر مجاهد نستوه حضرت آیت الله العظمی منتظری. اگرچه در رسانه ها به این موضوع اشاره شده است اما به عقیده من همه ی ما که توانایی نوشتن داریم موظفیم درباره همه رویدادهای جنبش سبز خاطره نویسی کنیم وآن را با دیگران به اشتراک بگذاریم. به این دلیل که بسیاری از رویدادها از دید رسانه ها نیز پنهان می ماند.
ما ساعت یازده شب به سمت قم حرکت کردیم . وقتی حدود دو بعد از نیمه شب سی ام خرداد به دروازه قم رسیدیم حدود بیست پاسدار مسلح در این دروازه مستقر بودند و با بررسی دقیق ماشینها اجازه ورود به شهر را می دادند . آن طور که شنیدم برخی را نیز بر می گرداندند.
به شهر که رسیدیم سوت و کور و خواب بود . حتی اطراف حرم نیز هیچ خبری نبود. تصور ما این بود که شهر باید در محاصره پلیس باشد اما به ظاهر این طور نبود. خوب که دقت کردیم متوجه شدیم که تمام راه های منتهی به منزل آیت الله منتظری مسدود شده اند و همچنین گشتی های نیروی انتظامی در شهر تردد دارند . تعدادی از مردم هم در ماشینهای شخصی اشان در اطراف حرم در حال استراحت بودند اما تعدادشان چشمگیر نبود.
به منزل یکی از آشنایان رفتیم و ساعت هشت و نیم صبح به سمت منزل آیت الله حرکت کردیم. صحنه ای که دیدم جالب بود. گویی کل شهر به سمت منزل ایشان در حرکت بودند. وقتی به بلوار بزرگی که حسینیه شهدا و منزل ایشان در آن قرار دارد رسیدیم از صحنه ای که دیدم خشکم زد. جمیعتی انبوه دیدم که یک سر آن تا داخل بلوار فاطمیه و حرم ادامه داشت و سر دیگر آن بیش از صد متر پایین تر از حسینیه شهدا قرار داشت . هر لحظه به این جمعیت افزوده می شد. فشردگی جمعیت قابل تصور نبود. قیافه حاضران جالب توجه بود . تعداد بسیار زیادی از دانشجویان تهرانی ، تعداد زیادی از اهالی نجف آباد و اصفهان که از لهجه شیرینشان مشخص بود ، بسیاری از افراد با ظاهر حزب اللهی که مشخص بود از طرفداران آیت الله منتظری اند و مخالف شدید رژیم . خلاصه ملغمه بسیار زیبایی بود از همه اقشار جامعه که بیانگر عظمت شخصیت آیت الله منتظری و میزان نفوذ اجتماعی ایشان است خصوصا در ماه های اخیر! حضور جوانان اعم از دختر و پسر نیز بسیار چشمگیر بود!
جمعیت درجای خود به صورت کاملا فشرده ایستاده بودند. یک ماشین وانت که از نجف آباد آمده بود در حال قرائت پیام آقای احمد منتظری بود. چهار وانت دیگر هم به چشم می خوردند که کاملا یک شکل بودند با نمره های دولتی و بلندگوهای چهارتایی یک شکل. یکی از آنها توانسته بود جمعیت را بشکافد و به وسط مردم برود. سه تای دیگر هم مشغول این کار بودند. دوست همراه من معتقد بود این جریان مشکوک است و ظاهرا این ها می خواهند نبض کار را در دست بگیرند و منحرف کنند!
دقایقی نگذشته بود که وانتهای دولتی شروع کردند به خواندن قرآن آن هم به سبک عوامانه مخصوص ختم ها! با این حال مردم تحمل کردند ! دقایقی گذشت و بعد از پایان قرآن زیارت وارث شروع شد! به دوستم گفتم این احتمالا نصف مفاتیح را می خواهد بخواند و مانع شعاردادن مردم بشود. در همین حال یکی از این ماشین های دولتی هم در حال شکافتن صفوف مردم بود و خیلی حق به جانب امر و نهی می کرد. با دوست همراهم تصمیم خود را گرفتیم و رفتیم روی کاپوت ماشین نشستیم ! بوق ، داد ، فریاد! اما تکان نخوردیم. مردم هم به ما پیوستند جلوی ماشین را سد کردند. اما با این حال یکی از این ماشینهای دولتی توانسته بود پیش از ما تا حدی صف مردم را بشکافد و جلو برود . ناگهان صدای کوبیدن بر چیزی به گوشمان رسید صدایی که شبیه صدای شلیک تیرهای پلاستیکی بود. اما اطراف هیچ خبری نبود. ناگهان دیدم ماشین دولتی که در جلو قرار داشت در حالت «ویبره» قرار گرفته است و در جای خود می جنبد! بعد هم تکه هایی از زه و ... ماشین کنده شد و بهوا رفت . صحنه جالبی بود!مردم با مشت و هرچه در دستشان بود روی ماشین می کوبیدند . چند ثانیه بعد بوقهای چهارتایی روی ماشین به پایین کشیده شده و منهدم شدند. راننده ماشین دولتی که وحشت سراپایش را گرفته بود با عجله دنده عقب گرفت و در حالی که هنوز در حالت ویبره و له شدن قرار داشت به دنبال راه فرار بود . سه ماشین دولتی دیگر هم با دیدن این صحنه فرار را بر قرار ترجیح دادند و از این به بعد با اولین شعار یا حسین میرحسین کار به دست مردم افتاد و اولین توطئه شکست خورد.

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

دستپاچگی کودتاچیان برای تعیین علت دقیق فوت آیت الله العظمی منتظری

همین چندلحظه پیش سیمای کودتا به دلیل وحشت از شک موجود در جامعه در تعیین علت فوت مرحوم حضرت آیت الله العظمی منتظری به گفتگو با «دکتر باهر» که پزشک ایشان معرفی شد پرداخت. به خوبی آشکار است که کنترل از دست کودتاچیان خارج شده است و آنان نگرانند که انتشار این ابهامات و شایعات در جامعه فضا را بیش از این ملتهب نماید!
رژیمی که در کارنامه اش صدها مرگ بی دلیل و حاشیه ساز ثبت شده است باید هم احساس وحشت نماید.

عزا عزاست امروز روز عزاست امروز ... "روحانی واقعی" پیش خداست امروز

این هم شعاری دیگر جهت تشییع میلیونی مرجع سبز / با تشکر از samanta عزیز که این شعار را تهیه کردند.

۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

یک پیشنهاد طوفانی و بی سابقه برای محرم سبز

تاکنون برای سبزتر کردن محرم امسال پیشنهادهای زیادی شده است که بخشی از آن معطوف به حرکت در خیابانها است . این پیشنهادها به جای خود محترم است. امسال نیروی انتظامی با گماردن مزدورانی جاسوس در هیاتها و همچنین اخذ تعهد کتبی از مسئولان هیاتها ، میخواهد به خیال خود حرکات سبز را محدود کنند. ما باید بر این محدودیت ها غلبه کنیم هر طور که هست !
سنتی رایج در هیاتها وجود دارد که قدمتی طولانی دارد . از این سنت ما می توانیم برای سبزتر کردن محرم کمال استفاده را ببریم .
در محرم رسم است برای عزاداری چراغها را خاموش می کنند تا شرم مانع گریستن کسی نشود. این رسم قابل کنار گذاشتن نیست ! چرا که مجلس از گرما می افتد . پیشنهاد من این است که از این تاریکی می توان بهترین استفاده را به عمل آورد و آن عبارت است از آماده کردن اعلامیه های کوچک پیش از شروع هیات و پخش کردن در هوا با استفاده از تاریکی . حتما لازم نیست اعلامیه ها را به هوا پاشید بلکه می توان به آرامی و در تاریکی به هوای راه رفت در میان جمعیت اعلامیه ها در گوشه و کنار روی زمین ریخت. هیات که تمام شود این اعلامیه ها جلب توجه می کند و سروصدا درست می کند . همه قصد می کنند که آنها را بخوانند.
فواید :
1- هزینه شناسایی شما تقریبا به صفر می رسد !
2- جمع کردن اعلامیه ها تقریبا غیرممکن است به دلیل شلوغی هیات و پراکندگی آنها
3- شاید کودتاچی ها مجبور شوند قبل از ورود مردم به هیات آنها را بازرسی بدنی کنند که این خود موجب اعتراض است.
4- در صورت این اقدام هیچ مسئولیتی متوجه رییس هیات نیست !
5- آن جاسوس کثیفی که در هیاتها گمارده اند هیچ غلطی نمی تواند در برابر این کار بکند!
6- ممکن است بعد از روضه ای که خوانده می شود هیات بخواهد به خیابان برود. با پخش کردن اعلامیه آنها آمادگی و هیجان لازم را برای همراهی با شما در خیابان پیدا خواهندکرد .
7- پخش کردن این اعلامیه ها در مساجدی که مراکز بسیج است و در آنها هیات برگزار می شود و حتما هم چراغها را خاموش می کنند بسیار مفید است . به نظر من یادداشتهای آقای نوری زاد و یا پیام آقای موسوی به بسیج بهترین انتخاب برای این اعلامیه هاست .
8- خانمها یک کار تکمیلی می توانند بکنند! بعضی از مسجدها جوری است که خانمها در بالای مسجد نماز می خوانند و از طریق یک فضای مشترک با مردانه مرتبطند . این فضای مشترک بهترین فرصت برای درست کردن بارانی از اعلامیه سبز است.

دو پیشنهاد تکمیلی : اعلامیه ها را زمانی در هوا بریزید که روضه تمام شده باشد و به مجلس امام حسین اهانتی نشود. این خیلی مهم است. دوم اینکه قبل از خاموش کردن چراغها از اطرافتان کاملا مطمئن شوید . حتی الامکان اطرافیانتان با شما هماهنگ باشند. دیگر اینکه پس از پخش کردن اعلامیه ها به هوای برداشتن و خواندن آنها حتما جای خود را عوض کنید . البته به آرامی و سادگی!
پیشنهاد دیگر این است که بعد از بار اول که اعلامیه ریختید ممکن است برایتان تله بگذارند. بنابر این ضروتی ندارد که فردا شب هم حتما این کار بکنید. یک فاصله ای بیاندازید بهتر است./ سبز و حسینی باشید.

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

شعار : تاسوعا عاشورا ... قیام ملی ما (از محرم غافل نشویم!)

از محرم سبز غافل نشویم ! شعارها: تاسوعا عاشورا ... قیام ملی ما / این ماه ماه خون است ... ظالم سرنگون است/یا حجه ابن الحسن ...ریشه ی ظلمو بکن/ ابالفضل علمدار ... کروبیو نگه دار / ابالفضل علمدار ... موسویو نگه دار / زیر بار ستم نمیکنیم زندگی ... جان فدا میکنیم در ره آزادگی ... سرنگون میکنیم سلطنت ظالمین… مرگ بر تو (این شعار تغییریافته شعارهای انقلاب 57 است و با آهنگ خاصی خوانده می شود قسمت مرگ بر تو سه بار گفته می شود سبک آن دقیقا شبیه «محمود خائن آواره گردی...» است / تنها راه سعادت .. جنبش بی خشونت / زنها به ما پیوستند … بی غیرتا نشستند / پلیس تو هم با ما باش … با ملت هم صدا باش / ..............رسانه شمایید!

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

نمکدون های بیست و سی باز هم ناشی گری کردند (نمایش مضحک دانشجونماها)

امشب از سر اتفاق بیست و سی روی دیدم . انگار ادعای خبرگزاری فارس خیلی هم بیراه نبود! چون صدها و به قولی هزاران دانشجوی بسیجی امروز به دانشگاه تهران و بهشتی رفته بودند تا روی سبزها رو کم کنند. واقعا اگه دیروز شانزدهم آذر به قول خبرگزاری فالس فقط پنجاه نفر حضور داشتند ، امروز چه نیازی به رو کم کنی بود. نکات جالبی درباره این نمایش مضحک به نظرم رسید:
1- اگه این افراد دانشجوی بسیجی بودند ، پس چرا دیروز به دانشگاه تهران یا بهشتی نرفتند و خودی نشون ندادند؟! پاسخ : چون دیروز بنده خداها دستشون بند بود. یه دستشون چماق بود اون یکی دستشون سپر !
2- اگر این افراد واقعا دانشجو بودند پس چرا زاویه ی دوربین این ها رو از پشت نشون می داد؟ نکنه دانشجوی بسیجی بودن جرم شده؟ پاسخ : بابا بی خیال! اگه این ها رو نشون می داد فردا توی سایت ها عکسشون رو بزرگ می کردند و معلوم می شد که اینها سرکوبگرند نه دانشجو !
3- نکته جالب این بود که هردو گزارش دانشگاه بهشتی و تهران ، سبزها پشتشان به در اصلی بود یعنی اینکه معلوم بود از دانشگاه بیرون آمده اند و دم در ایستاده اند. اما این آقایان دانشجوی بسیجی همگی رو به در اصلی بودند و در حال تهاجم! این یعنی چی؟ پاسخ: معلومه سبزها دانشجو بودند و اومده بودند از کلاسها بیرون راز بقا تماشا کنند که چه طور یه عده حیوون وحشی دارند به دانشگاه حمله می کنند!
4- چرا همه شعارها محوریتش رهبری بود؟ پاسخ: آخی ! نگو دلم کباب شد! انگار از دیروز تا حالا آقا دل شکسته شدن به خاطر طیباتی که روز شانزدهم آذر نثارشون شده ! واسه همین برادران اومده بودن تلافی کنن و بگن که خون مونشون رو به آقا هدیه بدن! باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود! خوب آقای محترم اگه دلت شکسته چرا به دانشگاه دستور می دی حمله کنن؟ یه خورده اخلاقتو خوب کن!
5- بیست و سی هم ابتکار جدید به خرج داده بود و این شعارهای دوجانبه را تحت عنوان «صف آرایی دو گروه دانشجویی» تیتر زده بود اما معلوم نبود چرا فقط شعارهای یک طرف رو پخش می کنه؟ به این میگن بی طرفی!
6- اگه واقعا این بگو مگوی دو گروه بود دوربین باید وسط قرار می گرفت نه پشت گروه مثلا دانشجویان بسیجی! برادر من ! آقای رییس واحد مرکزی خبر! یه خورده به مغزت فشار بیار از این به بعد این صحنه ها رو خوب طراحی کن! البته می دونم تو همه عمله ای بیش نیستی!
7- از این سناریو بوی خاصی به مشام می رسه و اون اینکه آقایون به این نتیجه رسیدند اگه اوضاع دانشگاه ها همین طوری پیش بره شرایط برای کودتاگران بدتر می شه ! بنابر این احتمال داره روزهای آینده باز هم به دانشگاه ها حمله کنن و بعد تحت عنوان صف آرایی دو گروه مخالف و خشونت ناشی از اون هم از دانشجوهای سبز انتقام بگیرن و هم اینکه دانشگاه ها رو خود به خود تعطیل کنن! ... احمقانه تر از این نمیشه! یادتون باشه که این آقایون شش ماهه که هر اشتباهی رو با اشتباهی بزرگتر خواستن جبران کنن و الان کارشون به اینجا رسیده ... این حماقت هم یکی از هموناس!