شعارهاي موزون به خصوص آنهايي که آشنايي ذهني با آنها وجود دارد، از ارکان اصلي هر جنبشي به شمار مي روند. شکي نيست که شعار "استقلال ، آزادي ، جمهوري اسلامي" نقش موثري در شکل گيري سياستهاي بعدي انقلاب اسلامي داشت. از اين رو بررسي و مداقه به دور از هيجانات و عواطف، جايگاه مهمي دارد، چرا که بازيگران صحنه جنگ رواني عليه هر جنبشي، دستي هم در شعارسازي و تغيير ديدگاه ها دارند و بدشان نمي آيد که با طراحي شعارهاي جهت دار، جنبش را به آنجا ببرند که دلخواهشان است! با توجه به اين مقدمه، اين روزها برخي شعاري را مطرح مي کنند که بررسي و مداقه در آن جالب به نظر مي رسد . هرچند که منظور از اين بررسي، وارد کردن هيچ نوع اتهامي به شعار دهندگان نيست. اين شعار عبارت است از "استقلال آزادي جمهوري ايراني". اين شعار يک ايراد تاکتيکي و يک ايراد استراتژيکي! ايراد تاکتيکي اين شعار ضربه اي است که به جنبش وارد مي آورد. وجود شائبه اسلام زدايي (حتي اگر منظوري چنين در کار نباشد) در اين شعار سبب ميشود بسياري از "اقشار متدين" که گرد جنبش سبز جمع شدهاند نگران شده و سرخورده و پراکنده شوند. به هر حال دست کم به لحاظ آماري شکي نيست که بخش قابل توجهي از مردم ايران مسلمان هستند و دل در گرو اسلام دارند، از سوي ديگر طرح چنين شعاري زمينه را براي مشروعيت يافتن سرکوب اين جنبش فراهم ميسازد. يادتان باشد که آنهايي که چماق به دست به سرکوب مشغولند همه اشان مزدبگير نيستند و برخي با ذهنيت مقابله با "مخالفان اسلام" چنين مي کنند. توقع نداشته باشيد که همه چون من و شما پيچيده فکر کنند! خيلي ها به آن چه که از دهان مبلغان مي شنوند بيشتر اعتماد مي کنند و اين محملي براي سرکوب بيشتر فراهم ميکند. و اما به لحاظ استراتژيک ! طرح اين شعار به صلاح کشور نيست زيرا اسلاميت جمهوري اسلامي ميزان نفوذ ايران را در جهان اسلام بشدت تقويت کرده است و يادتان باشد که ما در منطقه اي زندگي مي کنيم که به هر روي اکثريت جمعيت آن مسلمانند! اسلاميت نظام ايران به مهمترين اهرم قدرت کشور در منطقه و جهان تبديل شده و به صلاح نيست در شرايط حساس کنوني به علت اختلافاتي که به هر حال در خانواده ايراني بوجود آمده همه اهرمهاي قدرت خود را که مهمترين عامل حفظ استقلال و پيشرفت کشور بوده است ناکارآمد سازيم. زيرا اين ناکارآمدي زمينه را براي چشم طمع دوختن کشورهاي غربي که سالها طعم استعمارو استثمار آنها را چشيدهايم فراهم مي کند.لازم به يادآوري نيست که يکي از مهمترين شگردهايي که براي جدايي ملت ايران از مسلمانان جهان در چند سده گذشته مورد استفاده قرار گرفته است برجسته کردن ايده عرب و عجم بوده است. و در آخر برای اینکه متهم به رفتار مستبدانه نشوم این را عرض می کنم که بسیار خوب ! شما بگذارید کار به سرانجام برسد و پیروزی حاصل آید آنگاه همانند سال 58 رفراندومی باید برگزار شود و در آن نوع حکومت مشخص گردد . اما تاکید بر جمهوری ایرانی با این عجله یک ساختار شکنی عجولانه به شمار می رود که فقط هزینه روی دست ما می گذارد ! به نظر شما چنین روشهایی که تیغ خشونت را علیه ما تیزتر کند و درندگان را بیشتر به جان مردم بیاندازد ، ضرورتی دارد؟ من فکر می کنم ما باید روی حداقل ها تمرکز کنیم فعلا ، که به گفته مهندس موسوی عبارت است از قانون اساسی !
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
0 نظرات:
ارسال یک نظر